دیکشنری فارسی

heckle

UKhekl US'hekəl

معنی فارسی

شانه کردن ، سخت بازپرسي کردن از ، کتان زن

معنی کامل و مثال‌ها

/hek´ǝl/vt.

(با پرسش‌های بیجا یا شعار و غیره) مزاحم نطق کننده شدن، مزاحمت و سرو صدا ایجاد کردن، آزارگری کردن

the opposition (party) sent a group of hoodlums to heckle the prime minister

حزب مخالف عده‌ای اوباش را برای بهم زدن سخنرانی نخست‌وزیر فرستاد.

رجوع شود به: hackle

تعریف انگلیسی

verb
  1. comb with a heckle “heckle hemp or flax” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. challenge aggressively “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «شانه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن