دیکشنری فارسی

helical

UKhelikl US'helıkəl

معنی فارسی

مارپيچ دورگرد پيچاپيچ

معنی کامل و مثال‌ها

/hel´i kǝl/adj.

وابسته به یا به شکل حلزونی، مارپیچ، مارپیچ سان، پیچه دیس

مترادف‌ها

adjective
Spiral, winding, cochleary, cochleated, screw shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «مارپيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن