helices معنی فارسی مارپيچ منحني حلزوني طومار پيچ گوش بيروني معنی کامل و مثالها /hel´i sēz´/n.● جمع واژهی: helix واژههای دیگر با معنی «مارپيچ» helix مارپيچ، منحني حلزوني، طومار helical مارپيچ، دورگرد، پيچاپيچ serpentiform مارپيچ، مارمانند pinwheel مارپيچ، مارپيچي flexuose مارپيچ، موجي wedel مارپيچ twist drill مته مارپيچ، مته حلزوني screw auger مته مارپيچ، مته پيچ helical spring متر مارپيچ newel spindle مارپيچ پله