دیکشنری فارسی

helminth

US'helmınθ

معنی فارسی

کرم کرم روده

معنی کامل و مثال‌ها

/hel´minth´/n.

کرم (به ویژه کرم دستگاه گوارش)، کرم روده

مترادف‌ها

noun
Parasitical worm, intestinal worm.

واژه‌های دیگر با معنی «کرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن