دیکشنری فارسی

helminthic

معنی فارسی

کرمي

معنی کامل و مثال‌ها

/hel min´thik/adj., n.

● وابسته به یا ایجاد شده توسط کرم (به ویژه کرم انگلی)، کرمی

● (دارو) کرم‌کش، کرم زدا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a medication capable of causing the evacuation of parasitic intestinal worms
  2. capable of expelling or destroying parasitic worms

واژه‌های دیگر با معنی «کرمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن