دیکشنری فارسی

helpmeet

معنی فارسی

کمک معاون همدست زن زن ياور.

معنی کامل و مثال‌ها

/-mēt´/n.

رجوع شود به: helpmate

مترادف‌ها

noun
See helpmate

واژه‌های دیگر با معنی «کمک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن