hemal
معنی فارسی
خوني، وابسته به خون ورگها، احشايي.
وابسته به سازواره هاي نزديک به قلب و رگهاي
بزرگ
معنی کامل و مثالها
/hē´mǝl/adj.
● وابسته به خون و رگها، خونی (hematal هم میگویند)
● وابسته به سازوارههای نزدیک به قلب و رگهای بزرگ
تعریف انگلیسی
adjective
- relating to the blood vessels or blood “Pertains to noun: blood vessel (for: haematal), blood vessel (for: hematal), blood vessel (for: haemal), blood vessel”