دیکشنری فارسی

hemmer

US'hemə

معنی فارسی

حاشيه لبه توگذاشته لب برگرداندن لبه دارکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hem´ǝr/n.

● دستگاه یا شخصی که پای لباس را دولا کرده و می‌دوزد، سجاف دوز

واژه‌های دیگر با معنی «حاشيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن