herse معنی فارسی راه بند واژههای دیگر با معنی «راه بند» barrier راه بند، سد، حصار intercipient راه بند، جلو گير rim lock سيم بند دو راه، قفل دو راه bootstrap راه انداز بند کفشي road block سد جاده، راه بند، مانع روي جاده abat سد درخت، راه بند درختي roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن laced بندي، بند دار، شبکه دار gapeworm يکجورکرم که درگلوي مرغ رفته راه نفس، کشيدن انرامي بند د