herself
UShə'self
معنی فارسی
خودش خودان زن بخودش خودش را
معنی کامل و مثالها
/hǝr self´/pron.
● (مونث - ضمیر سوم شخص مفرد) خودش:
● برای تاکید و تشدید
she did it herself
او خودش آن کار را کرد.
she went herself
خودش رفت.
she'll go herself
او خودش خواهد رفت.
● به عنوان ضمیر بازتابی
she cut herself
(او) خودش را برید.
she is proud of herself
او به خودش میبالد.
● (ایرلند) او
herself will have her tea now
او اکنون چای خود را خواهد خورد.
● شخص خودش، حال معمولی خودش
she is not herself today
امروز خودش نیست.