himself
UShım'self
معنی فارسی
خودش خود آنمرد
معنی کامل و مثالها
/him self´/pron.
● (ضمیر انعکاسی سوم شخص مفرد مذکر) خودش را، به خودش، از خودش
he talks to himself
او با خودش حرف میزند.
● (ضمیر تاکیدی) خودش
he broke the cup himself
او خودش فنجان را شکست.