دیکشنری فارسی

himself

UShım'self

معنی فارسی

خودش خود آنمرد

معنی کامل و مثال‌ها

/him self´/pron.

● (ضمیر انعکاسی سوم شخص مفرد مذکر) خودش را، به خودش، از خودش

he talks to himself

او با خودش حرف می‌زند.

● (ضمیر تاکیدی) خودش

he broke the cup himself

او خودش فنجان را شکست.

واژه‌های دیگر با معنی «خودش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن