دیکشنری فارسی

itself

UKitself USıt'self

معنی فارسی

خودش خود ان چيز خود ان جانور

معنی کامل و مثال‌ها

/it self´/pron.

● (سوم شخص مفرد خنثی) خودش را، به خودش، خود، از خودش، خودش، (برای تاکید)، (انعکاسی)، (به عنوان شبه اسم)، به تنهایی

the work itself is easy but my coworkers are unpleasant

کار فی نفسه آسان است ولی همکارانم آدم‌های خوبی نیستند.

the dog bit itself

سگ خودش را گاز گرفت.

the bird is not itself today

پرنده امروز خودش نیست (مثل هر روزش نیست).

واژه‌های دیگر با معنی «خودش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن