itself
UKitself
USıt'self
معنی فارسی
خودش خود ان چيز خود ان جانور
معنی کامل و مثالها
/it self´/pron.
● (سوم شخص مفرد خنثی) خودش را، به خودش، خود، از خودش، خودش، (برای تاکید)، (انعکاسی)، (به عنوان شبه اسم)، به تنهایی
the work itself is easy but my coworkers are unpleasant
کار فی نفسه آسان است ولی همکارانم آدمهای خوبی نیستند.
the dog bit itself
سگ خودش را گاز گرفت.
the bird is not itself today
پرنده امروز خودش نیست (مثل هر روزش نیست).