hey presto معنی فارسی زود ، برگرد ، برگرد درنگ (فرمان شعبده باز) واژههای دیگر با معنی «زود» earliest زود، زودامده، نزديک early زود، زودامده، نزديک speedily زود، باشتاب، سريعا fleetly زود، بسرعت، بشتاب quickly زود، تند، بسرعت pronto زود، بي معطلي fleety زود، به سرعت freuqently زود زود، بارها، مکررا techy زود رنج، تند مزاج، ناراضي نما miffy زود رنج، زود پژمرده شدني