دیکشنری فارسی

speedily

UKspiːdəliː US'spi:dəlı

معنی فارسی

زود باشتاب سريعا

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with rapid movements “he works quickly” “Derived from adjective: speedy, rapid (for: rapidly), quick (for: quickly)”

واژه‌های دیگر با معنی «زود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن