hiatus
معنی فارسی
شکاف ، فاصله ،
فاصله اي که ازبرخورد دوحرف مصوت درتلفظ
پيداشود
معنی کامل و مثالها
/hī āt´ǝs/n., pl.
● (در متن کتاب و غیره) افتادگی، حذفشدگی، جای خالی، زدش، محو شدگی
the original text of Beowulf contains several hiatuses
نسخهی اصلی ((بیوولف)) دارای چندین محوشدگی است.
● (تداوم وزمان) وقفه، درنگ، بازایستی، ایستش، ایستایی، رکود
a hiatus in commercial activities
رکود فعالیتهای بازرگانی
● شکاف، (کالبدشناسی - مجرا یا سوراخی که اندام دیگری از آن عبور میکند مانند سوراخ حجاب حاجز که لولهی مری از آن رد میشود) گذرگاه، دهانه، گسستگی
the hiatus between the party's actions and its political theories
شکاف (یا تضاد) بین اعمال حزب و تئوریهای سیاسی آن
● (آوا شناسی) درنگ (مثلا مکث بین دو E هنگام تلفظ واژه مثلا : reenter)
تعریف انگلیسی
- a missing piece (as a gap in a manuscript)
- a natural opening or perforation through a bone or a membranous structure
- an interruption in the intensity or amount of something
مترادفها
noun
Opening, gap, break, interval, chasm, rift, lacuna.