دیکشنری فارسی

hiatus

UKhaieitəs UShaı'eıtəs

معنی فارسی

شکاف ، فاصله ،

فاصله اي که ازبرخورد دوحرف مصوت درتلفظ

پيداشود

معنی کامل و مثال‌ها

/hī āt´ǝs/n., pl.

(در متن کتاب و غیره) افتادگی، حذف‌شدگی، جای خالی، زدش، محو شدگی

the original text of Beowulf contains several hiatuses

نسخه‌ی اصلی ((بیوولف)) دارای چندین محوشدگی است.

(تداوم وزمان) وقفه، درنگ، بازایستی، ایستش، ایستایی، رکود

a hiatus in commercial activities

رکود فعالیت‌های بازرگانی

شکاف، (کالبدشناسی - مجرا یا سوراخی که اندام دیگری از آن عبور می‌کند مانند سوراخ حجاب حاجز که لوله‌ی مری از آن رد می‌شود) گذرگاه، دهانه، گسستگی

the hiatus between the party's actions and its political theories

شکاف (یا تضاد) بین اعمال حزب و تئوری‌های سیاسی آن

(آوا شناسی) درنگ (مثلا مکث بین دو E هنگام تلفظ واژه مثلا : reenter)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a missing piece (as a gap in a manuscript)
  2. a natural opening or perforation through a bone or a membranous structure
  3. an interruption in the intensity or amount of something

مترادف‌ها

noun
Opening, gap, break, interval, chasm, rift, lacuna.

واژه‌های دیگر با معنی «شکاف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن