دیکشنری فارسی

highlight

UKhailait US'haı'laıt

معنی فارسی

مشخص وارون نشان شده پررنگ نور بالا

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´līt´/n., vt.

● بخش پر نورتر (هرچیز)، بخش درخشان

the highlights on the cheeks

درخشندگی گونه‌ها

● (عکس یا نقاشی و غیره) بخش روشن (از سایه روشن)، بخش نورانی (high light هم می‌نویسند)

● (جالب‌ترین یا مهم‌ترین بخش یا صحنه‌ی هرچیز) بخش جالب، نکته‌ی مهم، نکته‌ی برجسته، اوج

the highlights of her speech

برجسته‌ترین نکات سخنرانی او

the highlight of our trip was the visit to Takht- Jamsheed

بهترین بخش سفر ما بازدید از تخت جمشید بود.

● نورانی کردن (بخشی از فرتور یا نقاشی و غیره)، رنگ روشن زدن به، درخشان کردن

to show the effect of the window light, he highlighted half of the face

برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن‌تر کشید.

● زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن

he had read and carefully highlighted the textbook

او کتاب درسی را خوانده و با دقت زیر مطالب مهم خط کشیده بود.

● مورد تاکید قرار دادن، برجسته قلمداد کردن، چشمگیر کردن

● برجسته بودن، چشمگیر بودن، درخشانترین بخش چیزی بودن

her dance highlighted the program

رقص او جالب‌ترین بخش برنامه بود.

تعریف انگلیسی

verb
  1. the most interesting or memorable part “the highlight of the tour was our visit to the Vatican”
  2. an area of lightness in a picture
  3. move into the foreground to make more visible or prominent “The introduction highlighted the speaker's distinguished career in linguistics” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  4. apply a highlighter to one's cheeks or eyebrows in order to make them more prominent “highlight the area above your eyebrows” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «مشخص»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن