دیکشنری فارسی

highness

UKhainəs US'haınəs

معنی فارسی

بلندي بلندي مقام

معنی کامل و مثال‌ها

/hī´nis/n.

● بلندی، فرازی، ارتفاع، رفعت، جاه و مقام

● (H بزرگ) اشرافی بلند پایه، (عنوانی که برای اشرافی‌های بلندپایه به کار می‌رود - پس از your یا his یا her)

we have come to welcome your highness

ما آمده‌ایم که به جنابعالی (حضرت اجل و غیره) خوشامد بگوییم.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being high or lofty
  2. a high degree (of amount or force etc.) “responsible for the highness of the rates”
noun
  1. (Your Highness or His Highness or Her Highness) title used to address a royal person

واژه‌های دیگر با معنی «بلندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن