دیکشنری فارسی

sublimity

معنی فارسی

بلندي افراشتگي علو

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ blim´ǝ tē/n., pl.

والایی، ارجمندی، تعالی، رفعت، فرازندگی، فرازش

هر چیز متعال یا والا

مترادف‌ها

noun
1. Elevation, lofty height.
2. Grandeur, greatness, nobleness, loftiness, exaltation, nobility, sublimeness.
3. Exaltation, elevation.
4. Loftiness, grandeur, greatness.

واژه‌های دیگر با معنی «بلندي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن