دیکشنری فارسی

hog

UKhɔg UShɔg

معنی فارسی

خوک گراز خوک پرواري بزور گرفتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/hôg, häg/n., pl.

خوک پرواری (به ویژه Sus scrofa)، خوک

(انگلیس) خوک اخته شده

(انگلیس و غیره بجز امریکا و کانادا) بچه گوسفند (که هنوز پشم چینی نشده)

(عامیانه) آدم خوک صفت (کثیف و پرخور و طماع)، آدم شکمباره

(عامیانه) بیش از سهم خود (خوراک و غیره) برداشتن، لاح زدن

he hogged all of the meat!

او همه‌ی گوشت‌ها را کشید برای خودش‌!

don't hog the phone! I want to talk too!

تلفن را به خودت اختصاص نده‌! منهم می‌خواهم حرف بزنم‌!

a truck was hogging the center of the road and nobody could pass

یک کامیون وسط جاده را گرفته بود و کسی نمی‌توانست رد بشود.

به شکل گرده ماهی درآوردن یا بودن (مانند ته و بیرون قایق)، میان‌فراز کردن یا بودن، کوژمیان کردن

یال اسب را کوتاه کردن (و به صورت ماهوت پاک‌کن در آوردن)

* go (the) whole hog

(خودمانی) تا آخر کار ادامه دادن، کاملا پذیرفتن یا انجام دادن

* high on (or off) the hog

(عامیانه) با هزینه و تجملات زیاد

* hog wild

(عامیانه) هیجان‌زده و بی‌بندوبار، از خود بیخود

تعریف انگلیسی

verb
  1. a person regarded as greedy and pig-like
  2. a sheep up to the age of one year; one yet to be sheared
  3. domestic swine “Substance Meronyms: lard” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Swine, porker, grunter.

واژه‌های دیگر با معنی «خوک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن