دیکشنری فارسی

swine

UKswain USswaın

معنی فارسی

خوک گراز ادم پرخوريا حريص ادم خوک صفت

معنی کامل و مثال‌ها

/swīn/n., pl.

(جانور شناسی) خوک، گراز (انواع پستانداران تیره‌ی Suidae)

آدم خوک صفت، آدم منفور

مترادف‌ها

noun singular and plural
1. Hog, pig, porker.
2. Hogs (collectively).

واژه‌های دیگر با معنی «خوک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن