دیکشنری فارسی

holiness

US'həulınəs

معنی فارسی

تقدس قدوسيت پرهيز کاري لقب پاپ حضرت.

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´lē nis/n.

تقدس، پارسایی، پرهیزکاری، سپنتایی

the holiness of that place

مقدس بودن آن مکان

(H بزرگ - با : his یا your) عنوان پاپ اعظم: حضرت، بلندجاه

His Holiness arrived

حضرت پاپ تشریف آوردند.

مترادف‌ها

noun
1. Sanctity, piety, purity, devotion, devoutness, godliness, religiousness, saintliness, heavenly mindedness.
2. Divineness, sacredness, sanctity.

واژه‌های دیگر با معنی «تقدس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن