sacrosanctity معنی فارسی تقدس پاکدامني قدوسيت. واژههای دیگر با معنی «تقدس» holiness تقدس، قدوسيت، پرهيز کاري sanctities تقدس، پاکي، حرمت sanctity تقدس، پاکي، حرمت sacredness تقدس، اختصاص، موقوفيت saintliness تقدس، دينداري، تاسي با اولياء sacring تقدس، تبرک sainthood مقام کسي که جزاوليايامقدسين شمرده شده باشد، تقدس، روحانيت sanctimoniously مقدس نمايي، تقدس، زهد sanctimony مقدس نمايي، تقدس، زهد sanctified airs مقدس نمايي، تقدس