sacring معنی فارسی تقدس تبرک معنی کامل و مثالها /sā´kriŋ/n.● (قدیمی) مقدس سازی نان و شراب عشای ربانی واژههای دیگر با معنی «تقدس» holiness تقدس، قدوسيت، پرهيز کاري sanctities تقدس، پاکي، حرمت sanctity تقدس، پاکي، حرمت sacredness تقدس، اختصاص، موقوفيت saintliness تقدس، دينداري، تاسي با اولياء sacrosanctity تقدس، پاکدامني، قدوسيت. sainthood مقام کسي که جزاوليايامقدسين شمرده شده باشد، تقدس، روحانيت sanctimoniously مقدس نمايي، تقدس، زهد sanctimony مقدس نمايي، تقدس، زهد sanctified airs مقدس نمايي، تقدس