دیکشنری فارسی

homework

UKhoumwəːk US'həum'wə:k

معنی فارسی

مشق، تکليف خانه .

کار کنتراتي که بجاي کارگاه يا کارخانه در

منزل انجام ميشود

مطالعه و پژوهش ، آماده سازي، آماده گري

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´wu_rk´/n.

(آموزش) تکلیف منزل، مشق شب

each child is also given homework

به هریک از بچه‌ها تکلیف منزل هم می‌دهند.

کار کنتراتی که بجای کارگاه یا کارخانه در منزل انجام می‌شود (به ویژه کار دوختنی یا بافتنی)

مطالعه و پژوهش (پیش از انجام طرح یا فعالیت و غیره)، آماده سازی، آماده‌گری

to do one's homework

خود را (برای کاری) مهیا کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مشق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن