homework
UKhoumwəːk
US'həum'wə:k
معنی فارسی
مشق، تکليف خانه .
کار کنتراتي که بجاي کارگاه يا کارخانه در
منزل انجام ميشود
مطالعه و پژوهش ، آماده سازي، آماده گري
معنی کامل و مثالها
/hōm´wu_rk´/n.
● (آموزش) تکلیف منزل، مشق شب
each child is also given homework
به هریک از بچهها تکلیف منزل هم میدهند.
● کار کنتراتی که بجای کارگاه یا کارخانه در منزل انجام میشود (به ویژه کار دوختنی یا بافتنی)
● مطالعه و پژوهش (پیش از انجام طرح یا فعالیت و غیره)، آماده سازی، آمادهگری
to do one's homework
خود را (برای کاری) مهیا کردن