humective معنی فارسی مبرد واژههای دیگر با معنی «مبرد» ingot chill مبرد شمش acid cooler مبرد اسيدي refrigerent خنک کننده، تب نشان، مبرد refrigeratory خنک، تب نشان، مبرد frig يخچال برقي، سردخانه، دستگاه مبرد. fridge يخچال برقي، سردخانه، دستگاه مبرد.