husking(bee) معنی فارسی گرد آمدن ، دوستان وهمسايگان براي پوست کندن ذرت واژههای دیگر با معنی «گرد آمدن» congregate جمع شدن - جمع آمدن - گرد آمدن - گرد آوردن congregator جمع شدن - جمع آمدن - گرد آمدن - گرد آوردن foregather فراهم آمدن، گرد آمدن، جمع شدن forgather فراهم آمدن، گرد آمدن، جمع شدن wind spout گرد باد دريايي، لوله آبي که ازفرود آمدن ... گرداب تشکيل، ميشود