idiomatic(al) معنی فارسی اصطلاحي مصطلح واژههای دیگر با معنی «اصطلاحي» idiomatic اصطلاحي، داراي ساختمان ويژه، مصطلح برابر با شيوه زبان newton-raphson اصطلاحي که به يک رويه محاوره اي بکار، برده شده در حل معادلات اطلاق مي شود external good order اصطلاحي در حمل و نقل که دال بر وضعيت، ظاهري مناسب کالاي مورد حمل مي باشد go to sleep اصطلاحي براي توقف کاميپوتر يا عدم امکان، انجام عملي توسط کامپيوتر به دليل گرفتار، شدن در يک حلقه نامحدود colloquialism واژه يا اصطلاحي که درگفتگوبکاربرده ميشود، وبس، زبان محاوره CMI سرنام " "computer-managed instruction و اصطلاحي، است براي هر نوع آموزشي که در آن از کامپيوترها به عنوان، ابزارهاي آموزشي استفاده ميشود. نيز نگاه کنيد به CAI technological وابسته به علوم فني، اصطلاحي cob web theorem قضيه تار عنکبوتي، اصطلاحي است که براي، نوسانهاي دوره اي iron-curtain پرده آهنين، اصطلاحي که براي بيان حالت پوشيدگي و، عدم ارتباطي که دول بلوک شرق پس از جنگ democratic comiteism سيستم کميته اي دمکراتيک، اصطلاحي است که لنين و تروتسکي و ساير، نويسندگان کمونيست براي کميسيون بازيهاي