دیکشنری فارسی

ignition

UKigniʃən USıg'nıʃən

معنی فارسی

سوزش احتراق آتش گيري اشتعال آتش زني گرم سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/ig nish´ǝn/n., adj.

● احتراق، اشتعال، افروزش، گیرش، (موتور) افروزگر

the ignition of a fire with high flames

افروزش آتشی با شعله‌های بلند

the ignition key

(در موتورهای درونسوز) کلید افروزش، کلید احتراق

have you switched the ignition on?

کلید احتراق را چرخاندی (روشن کردی)؟

● (شیمی - گرم کردن ترکیب تا حد احتراق کامل یا دگرگونی شیمیایی) سوزش، سوزشگری

* ignition control

(اتومبیل) تنظیم جرقه

* ignition current

(اتومبیل) جریان احتراق

* ignition temperature

دمای افروزش، حرارت احتراق

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Latin word 'ignitio', from 'ignis' meaning 'fire'.

مثال

  • He turned the ignition and the car started immediately.
  • The ignition of the rocket was successful.
  • The ignition switch is faulty.

ترکیب‌های رایج

Ignition switch Ignition key Ignition process Ignition system

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of initiating combustion or catching fire
  2. the mechanism that ignites the fuel in an internal-combustion engine
  3. the act of setting something on fire

واژه‌های دیگر با معنی «سوزش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن