دیکشنری فارسی

irritative

معنی فارسی

سوزش اور محرک ناشي از تحريک

معنی کامل و مثال‌ها

/ir´i tāt´iv/adj.

● آزار دهنده، آزردگر، فگار انگیز، افژولنده

● ایجاد شده توسط آزردگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used of physical stimuli) serving to stimulate or excite “an irritative agent”

واژه‌های دیگر با معنی «سوزش اور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن