ill informed معنی فارسی بي اطلاع واژههای دیگر با معنی «بي اطلاع» unaware بي اطلاع، بي خبر uniformed بي اطلاع، بيخبر unimformed بي اطلاع criticaster ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه . misknow بي اطلاع بودن از، بد شناختن، نفهميدن. ignorant نادان، جاهل، بي خبر nescious نادان، جاهل، بي خبر