دیکشنری فارسی

ill-looking

معنی فارسی

زشت

معنی کامل و مثال‌ها

/il´look´iŋ/adj.

● زشت، کریه، بدقیافه

● دیوسا، زشت‌منظر، اهریمن‌روی

واژه‌های دیگر با معنی «زشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن