ill-looking معنی فارسی زشت معنی کامل و مثالها /il´look´iŋ/adj.● زشت، کریه، بدقیافه● دیوسا، زشتمنظر، اهریمنروی واژههای دیگر با معنی «زشت» uglier زشت، بد گل، بد شکل ugliest زشت، بد گل، بد شکل ugly زشت، بد گل، بد شکل uncouth زشت، بد ريخت، غريب وعجيب awkward زشت، ناهنجار، بي لطافت hideous زشت، سهمگين، زشت clumsier زشت، بدترکيب، بي لطافت clumsiest زشت، بدترکيب، بي لطافت clumsy زشت، بدترکيب، بي لطافت unhandy زشت، بد ترکيب، بي لطافت