دیکشنری فارسی

impletion

معنی فارسی

پري پرسازي

معنی کامل و مثال‌ها

/im plē´shǝn/n.

(نادر) پر کردن یا شدن

واژه‌های دیگر با معنی «پري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن