in f. معنی فارسی عينا واژههای دیگر با معنی «عينا» identically عيناً، به عينه، به طور يکسان smack dab درست، عينا، حسابي. one to one يک بيک، عينا مثل هم، عينا مساوي و مرتبط با يکديگر. self same خودان، همان خود، عينا خود pascal's law قانون پاسکال، هرگاه فشاري بريک نقطه از، مايع وارد شود آن فشار عينا" به تمام concretely بطورواقعي، بطورمقيد، ذاتا precisely دقيقا، بدقت، صريحا