in flower معنی فارسی گلدار داراي شکوفه شکوفه کرده واژههای دیگر با معنی «گلدار» blooming گلدار، شکوفه دهنده، پيشرفت کننده flowered گلدار، پرگل، داراي طرح گلدار floriferous گلدار، شکوفه دار، پرگل flowering گلدار، شکوفه دار brocaded گلدار، زربفت figured satin اطلس گلدار osmund سر خس گلدار bandana دستمال گلدار bandanna دستمال گلدار diaper پارچه (کتاني) گلدار، پيشگيربچگانه