in the interim معنی فارسی در ضمن ضمنا در اين اثنا واژههای دیگر با معنی «در ضمن» transmigrant (کسي) که در ضمن مهاجرت ازکشورخودبکشور، ديگراز کشورسومي گذر ميکند quick kick کوشش در ضربه زدن با پا در ضمن پاس براي، کسب موقعيت بهتر thereinto درداخل ان در جزء ان، در ضمن ان.، به آن قضيه يا موضوع يا شرط adinterim ضمنا، در اين ضمن، در فاصله capitalized expense هزينه اي که علاوه بر به حساب آمدن در، حساب سود و زيان، در ضمن اصل دارايي fourteen points اصول چهارده گانه، طرح برنامه اي براي صلح که "وودرو ويلسن "، رئيس جمهور امريکا در 8 ژانويه 1918 ضمن root of title منشاء مالکيت، منشاء سمت، در CL فروشنده اراضي بايد ترتيب ايادي versailles treaty پيمان ورساي، پيماني که در پايان جنگ جهاني اول به سال، 1919 در کاخ ورساي واقع در پاريس منعقد و chapultepec پيمان چاپولتپک، اعلاميه صادره از طرف شرکت کنندگان، کنفرانس کشورهاي قاره امريکا به سال dumbarton oaks conference کنفرانس "دومبارتون اکس "، کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس، واقع در واشنگتن به سال 1944 که طي آن