inadvertenly معنی فارسی سهوا بطور غير عمدي ازروي ندانستگي ازروي عدم توجه واژههای دیگر با معنی «سهوا» unwitting ندانسته، سهوا، اشتباها erringly بطورغلط، سهوا counterfactual نادرست، بطورمغلوط ياغلط، سهوا erroneous نادرست، بطورمغلوط ياغلط، سهوا unitentionally ندانسته، بطور غير عمدي، سهوا