inauthoritative معنی فارسی بي قدرت غير مقتدر واژههای دیگر با معنی «بي قدرت» benumbing بي حس کردن، (ازسرما) سرکردن، بي قدرت کردن benumb بي حس کردن، (ازسرما) سرکردن، بي قدرت کردن