دیکشنری فارسی

inchoation

معنی فارسی

اغاز شروع دست زني بنياد گذاري

معنی کامل و مثال‌ها

/in´kō ā´shǝn/n.

آغاز، سرآغاز، مرحله‌ی اولیه

واژه‌های دیگر با معنی «اغاز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن