دیکشنری فارسی

incult

معنی فارسی

ناهنجار نتراشيده و نخراشيده زمخت باير کشت نشده

معنی کامل و مثال‌ها

/in kult´/adj.

● (نادر)

● (زمین) کشت نشده

● بی‌فرهنگ، نافرهیخته

واژه‌های دیگر با معنی «ناهنجار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن