indictor معنی فارسی (indicter) تعقيب کننده ، اعلا م جرم کننده . واژههای دیگر با معنی «(indicter) تعقيب کننده» indicter (indictor) تعقيب کننده، اعلا م جرم کننده . astro tracker تعقيب کننده نجومي، وسيله ناوبري خودکار نجومي subchaser تعقيب کننده زير دريايي. pursuer دنبال کننده، تعقيب کننده، پي کننده prosecutor پي کننده، تعقيب کننده، مدعي prosecution پي کرد، تعقيب، تقديم ادعانامه persecutor زجر کننده، آزار دهنده، ستمگر follwer پيرو، تابع، شاگرد