دیکشنری فارسی

indoors

UKindɔːz US'ın'dɔ:z

معنی فارسی

در خانه توي خانه ذرزير سقف

معنی کامل و مثال‌ها

/in´dôrz´, in dôrz´/adv.

در داخل ساختمان یا بنا، به سوی درون، به داخل ساختمان

go indoors!

به داخل ساختمان برو! داخل شو!

I worked indoors all day

تمام روز را در خانه (ساختمان) کار کردم.

ریشه و کاربرد

Adverb

In or into a building.

ریشه

From Old English 'innan dura', meaning 'within the door'.

مثال

  • It's raining, so we decided to stay indoors.
  • She prefers to exercise indoors during the winter.
  • The cat is strictly indoors, it never goes outside.

ترکیب‌های رایج

Stay indoors Move indoors Go indoors

واژه‌های دیگر با معنی «در خانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن