within doors معنی فارسی در خانه واژههای دیگر با معنی «در خانه» indoors در خانه، توي خانه، ذرزير سقف latch قفل در خانه، قفل فنري، کشو فنري latch-key کليد در خانه terraced houses خانه هاي در يک رديف، رديف خانه ها home court advantage امتياز بازي در خانه tea house (در خاور) قهوه خانه open doored در خانه باز مهمان نواز atrium حياط مياني در خانه هاي رم قديم، ايوان، ايوان جلو کليسا atria حياط مياني در خانه هاي رم قديم، ايوان، ايوان جلو کليسا darkroom [در عکاسي و غيره] تاريک خانه .