دیکشنری فارسی

infused

UKinfjuːzd USınf'ju:zd

معنی فارسی

ريختن دم کردن خيساندن القا کردن تزريق کردن دميدن داخل کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ريختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن