دیکشنری فارسی

innerve

معنی فارسی

نيرو دادن تحريک کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in nu_rv´, i nu_rv´/vt.

جرات دادن به، تقویت کردن، تشجیع کردن

رجوع شود به: innervate

واژه‌های دیگر با معنی «نيرو دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن