innerve
معنی فارسی
نيرو دادن تحريک کردن
معنی کامل و مثالها
/in nu_rv´, i nu_rv´/vt.
● جرات دادن به، تقویت کردن، تشجیع کردن
● رجوع شود به: innervate
نيرو دادن تحريک کردن
/in nu_rv´, i nu_rv´/vt.
● جرات دادن به، تقویت کردن، تشجیع کردن
● رجوع شود به: innervate
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن