invigoratingly معنی فارسی نيرو دادن قوت دادن روح بخشيدن واژههای دیگر با معنی «نيرو دادن» invigorate نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن invigorative نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن reinvigorating نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن innerve نيرو دادن، تحريک کردن reanimate حيات تازه بخشيدن، دوباره جان دادن، دوبار strengthen تقويت دادن، نيرو بخشيدن، قوت دادن reinvigorate باز نيرو بخشيدن، تجديد نيرو کردن، نيروي تازه دادن به . juice up نيرو و جان به، رونق دادن به .