inobtrusive معنی فارسی ناديده واژههای دیگر با معنی «ناديده» unobserved ناديده unseen ناديده scotomization ناديده گيري ignorable ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از ignore ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از towink at ناديده پنداشتن، اغماض کردن، ناشنيده گرفتن overlook ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن overlookedoverlooking ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن contralateral neglect ناديده انگاري دگرسو cassandra کاساندرا، کسي که پيشبيني وهشدارش ناديده گرفته شود