overlookedoverlooking معنی فارسی ناديده گذشتن از نديدن ملتفت نشدن پوشيدن از نگاه کردن از مشرف بودن واژههای دیگر با معنی «ناديده گذشتن از» overlook ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن ignorable ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از ignore ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از overleap جستن از، جستن از روي، ول کردن overpass گذشتن از، گذراندن، تجاوز کردن overslaugh بخشودگي از کاري براي انجام کار بزرگتر، بازداشتن، مانع شدن