دیکشنری فارسی

integrative

UKintigrətiv

معنی فارسی

تمام کردن کامل کردن درست کردن يکي کردن جمله کردن تابع اوليه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. combining and coordinating diverse elements into a whole
  2. tending to consolidate

واژه‌های دیگر با معنی «تمام کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن