دیکشنری فارسی

interfere

US'ıntə'fıə

معنی فارسی

دخالت کردن پا ميان گذاردن مداخله کردن برخورد کردن تصادف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr fir´/vt.

دخالت کردن، مداخله کردن، فضولی کردن، دست درازی کردن، اندر رفتن، انگلک کردن، درونش کردن

please, don't interfere in our private affairs!

لطفا در امور خصوصی ما دخالت نفرمایید!

interfering father-in-law

پدر شوهر فضول

the government interferes too much in commerce

دولت در تجارت، زیاد دخالت می‌کند.

(اسب) تپق خوردن، یک پا را به پای دیگر زدن، (به خود) پشت پا زدن

برخورد کردن با، تلاقی کردن، همکوب شدن، مختل کردن، مانع شدن

interfering claims

ادعاهای متضاد

carbon dioxide interferes with the liberation of oxygen to the tissues

دی اکسید کربن جلو آزاد شدن اکسیژن در بافت‌ها را می‌گیرد.

slow-moving vehicles intefere with the free flow of traffic

وسایط نقلیه‌ی کندرو، جریان آزادانه‌ی ترافیک را مختل می‌کنند.

(قانون ثبت اختراعات) معارض ادعای دیگری شدن، ادعای تقدم کردن

(فیزیک) یکدیگر را تحت تاثیر قرار دادن (در مورد دو موج یا دو جریان نوسانی)، تداخل کردن، هم خلیدن

(رادیو و تلویزیون و غیره) پارازیت دادن، خش‌خش کردن، روی هم افتادن (صداها)

* interfere in

دخالت کردن در

* interfere with

1- دست ور کردن به، خراب کردن، دستکاری کردن

who has been interfering with my radio? it is ruined!

کی رادیوی مرا دستکاری کرده است‌؟ خراب شده‌!

2- مخل کسی شدن

don't interfere with him while he is reading

وقتی که دارد می‌خواند سر به سرش نگذار.

3- (انگلیس) جماع به عنف کردن 4- بازداری کردن، جلوچیزی را گرفتن 5- (ورزش) بازداری (غیرقانونی) کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. come between so as to be hindrance or obstacle “Your talking interferes with my work!” “Verb Frames:” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
  2. get involved, so as to alter or hinder an action, or through force or threat of force “Why did the U.S. not intervene earlier in WW II?” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

verb neuter
1. Intermeddle, meddle, interpose, put in one's oar.
2. Clash, conflict, be opposed, come into collision.

واژه‌های دیگر با معنی «دخالت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن