intertalk معنی فارسی گفتگو کردن واژههای دیگر با معنی «گفتگو کردن» soliloquize با خود گفتگو کردن negotiate گفتگو کردن براي معامله، مذاکره کردن، وارد معامله شدن argue بحث کردن، گفتگو کردن، دليل آوردن intercommunicate (باهم) مراوده کردن، باهم ارتباط داشتن، با هم گفتگو کردن intercommunicative (باهم) مراوده کردن، باهم ارتباط داشتن، با هم گفتگو کردن commune بخش، ناحيه، صميمانه گفتگو کردن parle گفتگو، صحبت، مکالمه speak سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن interview ديدار (براي گفتگو) مصاحبه، گفتگو، مذاکره rumoring گفتگو، صحبت، حرف